نگاهی به تحمیلی بودن خط مرزی دیورند

هرگاه بحث دیورند دوباره دامن‌زده می‌شود، پرسش‌های فراوانی در ذهنم قد می‌کشند. آیا خط دیورند بر ما تحمیل شد و اگر چنین است یگانه خط تحمیل شده است؟ بحث دیورند چه وقت آغاز می‌شود؟ چرا دیورند یگانه معاهدهٔ بحث‌برانگیز است؟ پیش از این‌که این پرسش‌ها را پاسخ بگویم، لازم می‌دانم نگاه کوتاه به شرایطی‌که باعث امضای خط دیورند شد داشته باشم. همچنان می‌خواهم یادآور شوم که دولت‌های افغانستان و بریتانیای وقت، پیش از دیورند دست‌کم شش معاهدهٔ دیگر نیز امضا کرده اند که دلالت به سرحد‌های افغانستان، هند برتانیایی و روسیه آن‌وقت دارد:

دنباله

چرا روند ملت‌سازی در افغانستان ناکام شد؟

درآمد
این نبشته درنگی است بر پاسخ دادن به این پرسش که، چرا روند ملت‌سازی در افغانستان ناکام شد؟ مگر پیش از آن‌که سرچشمه‌های ناکامی ناسیونالیسم در افغانستان را به بحث بگیرم، لازم می‌دانم نگاه بسیار کوتاه به خاستگاه ناسیونالیسم در غرب داشته باشم، تا بدانیم ناسیونالیسم چیست، در کجا و چه گونه آغاز شده است؟ این نوشته سه‌بخش دارد. در بخش یکم به‌گونه خیلی کوتاه ریشه‌های ناسیونالیسم به بحث گرفته می‌شود. در بخش دوم بر می‌گردم به سیر ناسیونالیسم در افغانستان.

دنباله

پارسی زبان دوزخیان؟

در این نبشته می‌خواهم کوتاه سخنی پیرامون کتاب نهایت ارزندهٔ آذرتاش آذرنوش؛ »چالش میان فارسی و عربی: سده های نخست« داشته باشم. خواندن این کتاب را برای هر روان پرسشگر فرض می‌دانم. این کتاب پهنه های بسیار تاریک و گنگ تاریخ را به بحث گرفته و به پرسش‌های پاسخ گفته است که هویت امروزین ما را پایه های هستی‌اند.آذرتاش آذرنوش

این کتاب با انگاره‌یی آغاز می شود؛ »آگاهی‌های ما در بارهٔ ایران (ایران نه معنی امروزیش، افزودهٔ من)، ایرانی، ایرانیت و نیز در بارهٔ فراسی‌دری در سده‌های نخست اسلام هنوز مه‌آلود و از هم‌گسیخته است«.

دنباله