افغانستان کیست؟

شاید این پرسش در ذهن همه یک بار مطرح شده باشد و شاید هم نشده باشد، مگر هر بار که گواهٔ رخداد شوم و خردناپسندی می‌شوم، با این پرسش رو به رو هستم که افغانستان کیست؟ به گذشته‌های دور نمی‌رویم. در همین ده سالی که گذشت گواهٔ ددمنش و نامردمی‌ترین رخداد‌ها بوده‌ایم. تجاوز‌های جنسی بر زنان در زندان، تجاوز‌های امامان بر کودکان، خشونت بر زنان، عروسی‌های جبری، دختر فروشی‌ها، همسرفروشی‌ها، کشتار‌ها، بچه‌بازی، فساد، زورگویی و …

وقتی افغانستان فاسدترین دولت جهان، و گهوارهٔ وحشی‌ترین اندیشه‌ها در تاریخ‌ انسان می‌شود و مردمانش بی‌اعتبارترین پیش جهانیان از خودمان بپرسیم که افغانستان کیست؟ این انسانی که نامردمی و جهالت در ذهنش جاری‌تر از آن خدای است که می‌پرستد، زادهٔ کدام فرهنگ است؟ پروردهٔ کدام جامعه است؟ افکارش ریشه در کدام آیین دارند؟

آیا وقت آن فرانرسیده است که جای متهم کردن دیگران بر مداخله و دست داشتن در نامردمی‌مان سر بر گریبان خودمان بخمیم؟ برای نمونه وقتی گپ این امام را در نماز جمعه می‌شنویم و خاموشی می‌گزینیم، کدام دست خارجی گلوی ما را فشرده است که اعتراض نکنیم؟

ویا وقتی ملایی نکاح دو کودک را می‌بندد و ما همه نفرینش می‌فرستیم، آیا از خودمان پرسیده‌ایم که چه کسی این ملا را به انجام این کار خردناس

kodakcouple

پند واداشته است؟ مگر ما در پشت ایشان نماز نمی‌گزاریم؟ مگر ما رسمیتش نبخشیده‌ایم؟ من به این باورم که به گونهٔ ما مردم افغانستان در تمام این ناهجاری‌ها، قانون‌شکنی‌ها، فساد، تجاوز و ددمنشی سهم‌دار هستیم. آن  ملای یاوه‌سرا، آن ملای تجاوزکار، آن‌ طالب‌ خوانخوار و آن مردی که زنان زندانی را بار‌دار می‌کند و زنی را به خودکُشی و خودسوزی وا می‌دارد در همهٔ ما است. من فراوان دیده‌ام افغانستانی‌‌های دانشگاهی و نیکتایی به گردنی را که تن‌شان در اروپا زندگی می‌کند و روان‌شان در جنوب‌ترین درهٔ که زن فروخته می‌شود و یا در شمالی‌ترین روستایی که پسر دوازده ساله‌یی بازانده می‌شود. من فراوان دیده‌ام کسانی را که به دزد بودن‌شان می‌بالند و خوشند که حتا سر برادر خود نیز کلاه گذاشته‌ اند.

من، ملا، طالب و تجاوز‌کاری را نفرین نمی‌کنم! نفرین من بر جامعه، فرهنگ و آیینی باد که انسانی از این جنس به بار آورده است. من بر روی خودم تف می‌کنم، تو چه؟

Post Navigation